Wednesday, December 13, 2006

مبارزه مسلحانه تنها راه رهائی :


(شهرام )

هیچ سرزمین دربند واسیری نمی تواند بدون مبارزه انقلابی ودرنهایت نیز بدون مبارزه مسلحانه ازاد ورها شده واستقلال واقعی خود راتضمین وقدرتهای اساسی رابدست اورد .

با توجه به رویداد ها ورخداد های اجتماعی وسیاسی بخصوص طی نیم قرن گذشته که دربسیاری از سرزمین ها بوقوع پیوست اگر به همه جنبه های ان وقایع با دیدی باز ونگرشی عمیق ودقیق بنگریم.درخواهیم یافت که هیچ تحلیل دیگری نمیتوانیم برای ان ارائه دهیم جز انکه بگوئیم مردم ان سرزمین برای تغییر موقعیت ووضعیت اجتماعی و تعیین سرنوشت خود که چه بسا با موفقیت های فراوانی نیز همراه بود. و باکسب این موفقیت ها بعد ازپیمودن فرازونشیبهای فراوان وسخت وطولانی ـ درنهایت با مبارزه ای مسلحانه به کلیه حق وحقوق های انسانی واجتماعی خود دست یافته وازطریق نبرد مسلحانه قدرت سیاسی ـ اجتماعی را ازچنگ دیکتاتور های حاکمه وابسته به کشور های استثمارگر وبویژه جیره خواران امپریالیسم جهانی بدست اوردند .
سالهای سال مردم ستمدیده و زحمتکش چیاپاس درکشور مکزیک زیرسیطره یک دیکتاتور زورگو و مزدور به زندگی فقیرانه خود ادامه می دادند. دولت مزدور ودیکتاتور وکاملافاشیستی ـ پلیسی کلمبیا ــ درامد وحاصل دست رنج بخشی از مردم کشوررابا استفاده از نیروهای نظامی و با زوراسلحه وشلیک گلوله وحتی اعدام ها وکشتارهای گروهی ودسته جمعی اما مخفیانه وسرپوشیده دهقانان وکارگران وزحمتکشان وروستائیان بچنگ اورده وروانه جیب اربابان امپریالیستی خود می کرد .دولت نظامی وحقیقتا وحشی کشورنپال که دیگر واژه ومعنای انسانیت وادمیت را نیز درکشور خود ازبین برده بود.بطوری که اگر وارد این سرزمین جهنمی می شدید جز یک کشور مملو از مرده های متحرک چیز دیگری نمی دیدید.....کشورهائی چون نیکارگوئه ووالسالوادور ـ کوبا ـ ووو... و بسیاری ازکشور های امریکای لاتین واسیائی نیزدرحال حاضر وضعیتی مشابه و حتی می توان بجرات گفت که بمراتب بدتر و اسفناکتر از کشور های نامبرده شده داشته ودارند .
بی شک وتردید هر انسانی که وارد پروسه مبارزه اجتماعی وسیاسی می شودبا درکی درست از واقعیت های موجود دراجتماع ــ برخوردی کاملا واقع بینانه وعلمی می کند .بویژه اگر ان انسان یا شخص با طی نمودن پروسه های مختلف سیاسی با دیدی باز و کاملا روشنفکرانه به مبارزه با معضلات ضد انسانی درجامعه خودبرمی خیزد.هیچ انسان اگاهی در برخورد با مشکلات اساسی وعدیده موجود درسرزمین خود هرگز وهرگز وهرگز بی تفاوت نمانده وحالت خنثی و بی خاصیتی راانتخاب نمی کند مگر انکه کل افراد ان جامعه به یکسان دارای این ویژگیها باشند یعنی همه انان بی تفاوت وبی خاصیت تشریف داشته باشندکه دراین صورت حرف زدن از مبارزه ویا واکنش دربرابر بی عدالتی ها ونابرابری های اجتماعی حرفی گزاف وبی فایده ویا به مانند مشت کوبیدن برسندان فولادین خواهد بود .یا کوبیدن محکم سربه دیواری اهنین.
هرانسانی در انتخاب وتعیین سرنوشت خود ودریک مبحث کلی وبطور عام یعنی تعیین سرنوشت نهائی سرزمین و کشورخود دو گزینه اساسی را (می بایستی وباید )پیش روی خود قرار می دهد. یا با سیستم موجود حاکمه همراه شود وبه ان یاری وکمک رساند تا همچنان برقرار بماند؟ یا اگر این سیسیتم حاکمه ضدیتی اساسی وپایه ای با کلیت مفاهیم اجتماعی و انسانی وبشری دارد به مبارزه ای جدی و قاطعانه با ان پرداخته و ان راتغییر دهد .راه سومی که بسیاری ازمحافظه کاران بی تفاوت وبی خاصیت تحت عنوان ادامه بقای خود (البته دراینجا یعنی حفظ منافع شخصی )انهم ازطریق حفظ روابط مسالمت امیز و یا برخوردهای مثلا دیالکتیکی وانتقادی واصلاح سیستم حاکمه ازدرون وبیرون وبالا وپائین ارائه می دهند دراصل نه تنها همان گزینه اول راچسبیده واب دراسیاب سیستم ریخته و درجهت اهداف همه جانبه ان سیستم موجودگام برمی دارند که اتفاقا از وجود خود سیستم نیز خطرناکتروبدتر ودشمنی اشکار خودرا باخلق وملت نشان می دهند .نه نشان دادن یک راه دیگر به نام راه سوم ؟
امروز با درنظر گرفتن شرایط سیاسی ـ اجتماعی ـ اقتصادی جامعه زیرسلطه ایران ما ومقایسه همه شرایط واوضاع درد ناک واسفناک موجود با کشور ها وسرزمین های نامبرده شد ه بی چون چرا درخواهیم یافت که هیچ سرزمینی به مانند ایران تا این حد زمینه های مساعد و مناسب برای یک انقلاب ودگرگونی اساسی و ریشه ای وهمه جانبه را ندارند. دهقانان وکشاورزان زحمتکش منطقه چیاپاس مکزیک تحت رهبری یک جوان سیاسی:( فرمانده مارکوس مارکسیست لنینیست): ابتدابا مبارزات سیاسی واجتماعی تحت لوای دیالوگهای انتقادی ـ خیزشها و اعتصابات وتظاهرات مقطعی وگام به گام وبدون خشونت تحت عنوان انقلاب ارام به مبارزه با حکومت دست نشانده ومزدور جیره خوار امپریالیسم جهانی که این مزدورنیز درست بغل گوش سرکرده امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا به حیات سیاسی خود ادامه میدادپرداختند. اما همگان می دانیم که حکومت دست نشانده جز با شلیک گلوله و اعدام وترورو کشتارهای دسته جمعی وگروهی ـ اما مخفیانه پاسخ خواسته های برحق این شورشیان را نداد . یعنی پاسخ خواسته های انسانی وبشری یک ملت که اززبان خوش انان بیرون می امدبا گلوله های سربی داده می شد ؟ با مشاهده چنین برخوردهای وحشیانه ـ مارکسیست لنینیستها وکمونیستهای انقلابی مکزیک درنهایت به این نتیجه رسیدند که دشمن جنایتکار جز زبان زور هیچ زبان دیگری را نمی فهمد. وچه زیبا نیز زبان زور خلق ستمدیده چیاپاس را بردشمن زورگو فهماندند . با بدست گرفتن اسلحه ـ مسلح کردن دهقانان وکشاورزان ـ مردم فقیر وبیچاره منطقه زبان زور یک نسل سالها ستمدیده را نه تنها به دولت مزدور مرکزی ویا اربابان امپریالیسم اش که به جهانیان نشان دادند .جنبش دهقانی چیاپاس که با رهبری قاطع وبلا منازع یک جوان مارکسیست لنینیست وکمونیست انقلابی به یک جنبش چریکی ومسلحانه مبدل شد امروز نتایج گرانقدر وسودمندی را نسیب خود کرده است .ودرمرحله اول اینکه این سرزمین از یوغ وابستگی به حکومت مرکزی وازهمه مهمتر از یوغ بردگی واستثمار امپریالیسم خونخوارجهانی ازاد ورها ومستقل شدوازادی کامل و دموکراسی واقعی بران حکفرماشد.یک حکومت محلی وایلتی اما کاملا مردمی .ورهبران این جنبش مردمی نیز امروزه درسعی وتلاشند تا وضعیت اقتصادی واجتماعی این منطقه را هرروز بهتر وبیشتر ارتقاع دهندوقوانین انتخابی خلق را درجامعه ازاد شده خود وضع می کنند .یک جامعه براستی سوسیالیستی وااجتماعی .با این تفاوت که اینباربیش از صد وپنجاه هزار چریک مسلح از دهقانان وکشاورزان تا افراد فقیر و نداراز رهبران مارکسیست وکمونیست خود دفاع می کنند .وچه جانانه نیز دفاع می کنند .
همگان شاهد مبارزات چریکی ومسلحانه اقای دانیل اورتگا رهبر گروهها ونیروهای ائتلافی کمونیستها ومارکسیست لنینیستها وسوسیالیستها و نیروهای چپگرای دیگر درکشور نیکاراگوئه که بایک ائتلاف دقیق سیاسی وهمبستگی کامل ملی ارتش خلقی به نام ارتش ساندنیستها را ایجاد وبا مبارزه ای مسلحانه حکومت زورگو ومزدور وابسته به امپریالیسم جهانی را به زانو دراورده وبا این مبارزه مسلحانه وچریکی موفقیت های فراوانی رادرعرصه های سیاسی واجتماعی کسب می کنند تا انجا که حتی بعد ازشکست دادن دولت مزدور وابسته قدرتهای اساسی جامعه را بدست مردم کشور نیکاراگوئه می سپارند.و همگان دیدیم که دریک رفراندوم عمومی وکاملا ازاد که برای اولین بار دراین کشور برگزار شد .دولت ائتلافی خانم ویولتا چامورا که کلیه امکانات وبودجه های کلان تبلیغاتی وحتی نیروهای متفق وائتلافی خود راازکیسه وبودجه های ارسالی کمپانی های چند ملیتی ـ تراست ها وکارتل های نفتی وابسته بهامپریالیسم جهانی پرمی ساخت دریک مبارزه کاملا اجتماعی وسیاسی با اوردن شصت درصد از ارا درمقابل چهل درصد ارای نیروهای انقلابی ومسلح به پیروزی میرسد .وبار دیگر حکومت تازه تاسیس نیز به مزدوری گری خود برای امپریالیسم جهانی ادامه می دهد اما چیزی که اینبار هرگز نمی توانست قابل انکار باشد وجود نیروهای فعال کمونیست ومارکسیسیت لنینیست ووجود یک ارتش قوی ومنسجم ومسلح درجامعه نیکاراگوئه بودنیروئی که هم اینک ازوجود وحضور زنده وپویای ان حتی امپریالیسم امریکا نیز ترس و هراس وواهمه داشته و خوب می داند که نباید بیش اراین پای درحریم وسرنوشت یک ملت بگذارد . هرچند که نیروهای مسلح انقلابی دریک رفراندوم عمومی شکست خوردند اما نباید این حقیقت رامنکر شویم که ـ کشور نیکاراگوئه کشوری دیگر شد.شاید وضعیت وموقعیت اسفناکی که کشور نیکاراگوئه چه ازلحاظ سیاسی وچه ازلحاظ اجتماعی واقتصادی وازهمه مهمتر وضعیت معیشتی مردم جامعه از بعد اقتصادی ــ که با ان دست به گریبان بودند ایران فعلی ما نیز نمی توانست به گرد پای این کشور برسد.از هرلحاظ وازهرجنبه که بسنجیم باز درخواهیم یافت که وضعیت کلی ان کشور ازایران ما نیز به مراتب بدتر و شدیدتر ووحشتناکتر بود.
باز دراثبات مبارزه مسلحانه به عنوان کوتاهترین وبهترین وتنها راه رهائی خلق های ستم دیده می توان به مبارزه کمونیستها ومائوئیستهای انقلابی درکشور نپال اشاره کرد .موقعیت ووضعیت کشور نپال نیز شاید درمقایسه با دوکشور ذکر شده وازهمه مهمتر درمقایسه با کشورمان ایران هزاران بار بمراتب بدتر وـ شدیدتر و خطرناکتر بود .وضعیت سیاسی ـ اجتماعی ـ اقتصادی که حتی زبان نیز ازگفتن ان عاجز وقلم نیز ازنوشت ان ناتوان باشدچرا که ان ستم وزور وظلم وجنایت وسرکوب های ددمنشانه ووحشیانه ای که از طرف حکومت ودولت فاشیستی ـ مذهبی ـ پلیسی حاکم برنپال درحق دهقانان وکشاورزان وروستائیان ومردم وازهمه مهمتر متاسفانه به جامعه زنان نپال اعمال می شد .کلیه جنایتهای بیست هفت ساله حکومت ضد بشری اسلامی به رهبری خمینی ابنرمال وروانپریشان شاید به پای درصد ناچیزی ازان جنایتها هم نمی رسید.وحتی نمی توان مابین انان مقایسه ای جزئی کرداگر درایران زیرستم ما یک خمینی جنایتکار بود درنپال بیش از صد جنایتکارچون خمینی وبدتر ازخمینی هاحکومت می کردند .اما همه شاهد بودیم که مردم نپال بعدازسالهای سال مبارزه مدنی و مقاومت های منفی و گفتگوهای انتقادی با دولت مرکزی ونظامی به هیچ نتیجه ای نرسیدند که هیچ در نهایت دست به عمل اصلی نیززدند که دشمن جززبان زورزبان دیگری را نمی فهمد ودیدیم که زبان زورخلق چگونه پاسخ دشمن تا دندان مسلح وجنایتکاررا داد.وجنگ خلق چگونه براه افتاد ودرعرض چند ماه مبارزه مسلحانه چه نتایجی راببار اورد .
در کشور فلک زده ومافیائی کلمبیا نیز اوضاع واحوال یاد شده باز به مراتب بدتر بود.شاید بتوان با وچود وضعیت دردناکتر این کشور را یک کشور جهنمی بحساب اورد .کشوری که تا زمانیکه چریکهای مسلح مارکسیست لنینینست شورشی مسلحانه را اغاز کردند خورد خوراک مردم این کشور تنها وتنها از طریق قاچاق مواد مخدر تامین می شد .حکومت ودولت وابسته این کشور که دیگر حتی به عنوان یک دولت هرجائی وهرزه خود را دراختیار هر کشور چپاولگرو غارتگربویژه به مانند یک حمال ومزدور پولکی دراختیار سازمان جاسوسی سیا ی امریکا واز طریق این سازمان مخوف نیزدراختیارمافیای خطر ناک وبین المللی قاچاق مواد مخدرواسلحه وگروههای تبهکار وجنایتکارتروریستی قرارمی گرفت . دولت شبه نظامی وشبه تروریستی کلمبیا در جهت ادامه بقای خود حتی به طفل ونوزاد شیرخواره نیز ترحم بخرج نمی داد .چه بسا توسط جیره خواران ادم کش این دولت دهها هزار انسان بیگناه مفقود الاثر ومفقودالجسد نیز شده اند .صدای اعتراض وشکایت یک انسان بیچاره وبدبخت وبی دفاع با شلیک گلوله بر مغزش داده می شد. با وجود چنین وضعیت خطرناک اجتماعی ـ باز چریکهای مسلح مارکسیست لنینیست بایک اقدام مسلحانه یا بعبارتی اشناتر مبارزه مسلحانه طی یک هفته دولت مرکزی را بزانو دراورده وحکومت رامجبور به تسلیم دربرابر خواسته های سیاسی خود کردند .منطقه ای ازکشورکلمبیا که هم اینک دراختیار نیروهای مسلح مارکسیست ها می باشد .هیچ نیروی نظامی ویا مسلح دولتی وحتی مزدوران وسیاسیت مداران ودست اندرکاران دردولت جنایتکار حق ورود بدون اجازه چریکها به این منطقه ومحدوده را ندارند. درچنین کشوری وبا وجود ان وضعیت خطرناکی که اشاره شد امروزه بیش ازده هزارنیروی مسلح کمونیست ومارکسیسیت انهم کاملا مخفیانه وبه سبک یک ارتش زیرزمینی ومخفی از این منطقه ازاد شده دفاع وبرای خود دولتی محلی ایجاد کرده اند.که ازحمایت وپشتیبانی دهقانان وکشاورزان ومردم فقیران منطقه نیز برخورداراست
بااوردن این چند نمونه و بیان وتوضیحی مختصر وجزئی وجهت امادگی ذهنی ازمبارزات مسلحانه مردم درکشورهای یاد شده که استارت وشروع ان مبارزات نیزهمواره وهمیشه ازطرف و توسط پیشروان اگاه انقلاب یعنی کمونیستها ومارکسیستهای انقلابی بوده ونقش اساسی و مهم مبارزه مسلحانه دران کشورها به ضرورت مبارزه مسلحانه درایران خودمان می پردازیم .اما تا به اینجای گفتار تازه به یکی ازرهنمود ها وگفته های شهید بزرگ راه ازادی چریک فدائی خلق : مسعود احمد زاده می رسیم که بادرکی درست از شروع یک مبارزه مسلحانه ـ ادامه مبارزه وموفقیتهای حاصله و نهائی از مبارزه راعنوان نموده است :
(......
......امروز بیم ان می رود که بی عملی مارکسیست ــ لنینیستها رهبری مبارزه ضدامپریالیستی خلق رابه دست خرده بورژوازی بسپارد.جنبش کمونیستی اگرقراراست رهبری مبارزه ضد امپریالیستی خلق رابه عهده بگیرد؟اگرقراراست به پیشاهنگ واقعی توده ها مبدل گردد ؟ باید خطرکند.باید درنظروعمل یک پاسخ مشخص به مسئله تعویض قدرت حاکمه امپریالیستی وواگذاری قدرت به استثمارشدگان بدهد.

اگرپیشاهنگی مارکسیست لنینیستها دراین مبارزه مسلحانه وطولانی نتواند رهبری پرولتاریای انقلابی را تضمین کند.هیچ چیز دیگرهم نمی تواند.....)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای ازادی ایران دربند وتحت ستم اخوندی ـ بهترین ـ کوتاهترین ـ مناسب ترین را ه:
(مبارزه و جنگ مسلحانه وکاملا انقلابی می باشد .)
(....ادامه ...)

0 Comments:

Post a Comment

<< Home